۱۳۹۳ فروردین ۲۸, پنجشنبه

اعتراف!

تقریبا دو سال هست که کوشش میکنم به اشتباهات، آبرو ریزی ها و کمبودی های خودم اعتراف کنم چون اینطوری خودم را راحت احساس میکنم. مطلب زیر یکی  اعترافاتی هست که چند روز پیش در فیس بوک هم پست کرده بودم:

تقریبا 5 سال پیش بود در مسجد قریه مان هرشب نماز جماعت برپا بود. منم یک شب با داداش هام تصمیم گرفتیم بریم و فیضی ببریم. خوب رفتیم و نماز شروع شد و بین دو نماز همه به هم دست میدادن و به هم "قبول باشه" و "تقبل الله" می گفتند. در همان وقت کسی که پهلویم بود دستش را دراز کرد به طرف من! اما من یک دفعه هول شدم و یادم رفت چی بگم، دستشو گرفتم و گفتم: "جور استی بیادر!"

خلاصه اینکه نمازگزاران در شعاع 2 متری از خنده کفیدن و من هم خنده ام گرفته بود هم بدجور شرم شده بودم.

۱ نظر:

  1. اعتراف کردن از ضعف نیست بل قدرت و خود باوری را نشان می دهد.
    قلمت سبز و نویسا باد محمدی عریر

    پاسخ دادنحذف