تقریبا دو سال هست که کوشش میکنم به اشتباهات،
آبرو ریزی ها و کمبودی های خودم اعتراف کنم چون اینطوری خودم را راحت احساس میکنم.
مطلب زیر یکی اعترافاتی هست که چند روز پیش
در فیس بوک هم پست کرده بودم:
تقریبا 5 سال پیش بود در مسجد
قریه مان هرشب نماز جماعت برپا بود. منم یک شب با داداش هام تصمیم گرفتیم بریم و
فیضی ببریم. خوب رفتیم و نماز شروع شد و بین دو نماز همه به هم دست میدادن و به هم
"قبول باشه" و "تقبل الله" می گفتند. در همان وقت کسی که
پهلویم بود دستش را دراز کرد به طرف من! اما من یک دفعه هول شدم و یادم رفت چی
بگم، دستشو گرفتم و گفتم: "جور استی بیادر!"
خلاصه
اینکه نمازگزاران در شعاع 2 متری از خنده کفیدن و من هم خنده ام گرفته بود هم
بدجور شرم شده بودم.

اعتراف کردن از ضعف نیست بل قدرت و خود باوری را نشان می دهد.
پاسخ دادنحذفقلمت سبز و نویسا باد محمدی عریر